در اتاق انتظار فیزیوتراپی نشسته‌ بودم. از پنجره‌ای که از بین ِ چند ساختمان که سهم ِ تماشایم از کوه و آسمان را محدود می‌کرد در دوردست‌ها یک سقف ِ سفالی ِ زیبا دیدم. یک یادگار از گذشته‌ها که لابد خیلی هم به پایان ِ عمرش نمانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه چهارم مرداد 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

یک دل‌نوشته
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

گاهی اوقات آدم‌ها می‌گویند: زندگی بازی‌مان می‌دهد. من فکر می‌کنم بیش از آن که سرنوشت در تعیین آن‌چه برای‌مان رخ می‌دهد موثر باشد این خودمان هستیم که در بازی‌هایی که از زندگی می‌خوریم نقش داریم. سرنوشت عامل مهمی در زندگی نیست بیشتر آدم‌های موفق و شاد ِ اطرافمان کسانی هستند که خودشان سرنوشتشان را تعیین می‌کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

تادیوش روژه‌ویچ در سال 1921 در رادموسک لهستان مرکزی به دنیا آمد. در زمان اشغال لهستان کارگر کارخانه بود و در سال 1943 به نهضت پارتیزانی پیوست. پس از جنگ به تحصیل در رشته تاریخ هنر پرداخت. ده مجموعه‌ی شعر دارد و جزو شاعران جنبش ضد شعر و تئاتر معروف به پوچی است.


برچسب‌ها: حریر مهتاب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

وقتی دیشب همه‌ی خستگی‌هایی که روی شانه‌ام بود به اتاق بردم، پنجره به دیدنم خندید. کتاب‌های کنار بالشم بال بال زدند و شب به اتاق ِ بی‌چراغ چنان خزید که مرا در خود گم کرد.

راه ِ دوری نبود یک قدم برداشتن به سمت ِ پنجره که که ولنگ و باز آغوش گشوده بود برای نوازشم... تن ِ خسته و سر ِ داغ را به شیشه تکیه دادم و از بین هزاران روزن ِ خاک گرفته‌ی توری، به تماشای جنگ ماه و ابر نشستم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

تمام ِشب

 من، حیاط، درخت ِپرتقال آفت‌زده‌ی همسایه...

که می‌رقصاند با باد برگ‌ها را

تاب آهنی ِ زنگ‌زده...

و آسمانی که ماه داشت و ستاره...

تمام ِشب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

اینجا

 

متن گفتگو با آقای جواد لگزیان در خصوص شووآ درج شده است.

شما هم بخوانید و من را از نظرات خوبتان بی‌بهره نگذارید.


برچسب‌ها: آسیا, شووآ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

مطالب قدیمی‌تر