آن‌قدر سال ِ گذشته از مرگ نوشته بودم که نمی‌خواستم بازهم بنویسم  اما مرگ جزء جدایی ناپذیر ِ زندگی‌ست و همان‌طور که غم و شادی یار هم هستند مرگ و زندگی کنار هم ایستاده‌اند و هیچ‌کس نمی‌تواند به صراحت بگوید تا چه زمانی زنده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

روز خیلی خوب شروع شده بود، کمر گرما شکسته شده بود و هوا خفه و داغ نبود. بوی پاییز پیچیده بود توی خیابان و من با چشمانی نیمه‌باز به آن همه رنگ که دور و برم بود نگاه می‌کردم و از زنده بودن و راه رفتن درهوای صبح حظ می‌کردم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

 

 

گاهی وقتی می‌خواهم از موقعیت‌هایی که در زندگی دارم حرف بزنم، یا حتی درموردش فکر کنم می‌گویم: من یک مادرم، یک همسرم، یک کارمندم، یک خانه‌دارم، یک نویسنده‌ام و یک زنم... این‌جا مَنَم مَنَم گفتن‌هایم تمام می‌شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

پرسیدم: اجازه می‌دی ازت عکس بگیرم خانوم...

همه‌ی صورتش خندید. بیش‌تر چشم‌هاش

گفت: بگیر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

 

حتی هنوز وقتی پشت شیشه برف نمی‌بارید، تابستان بود و گرما تنوره می‌کشید... هوای اتاقم پر بود از بوی برف. بوی کلماتی که مثل دانه‌های برف توی فضا می‌رقصید.

بوی برف

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

وحشی‌ترین گل‌ها بر سنگ‌ها می‌رویند...

 

حکایت این پست زیبای یک پزشک

http://1pezeshk.com/archives/2014/09/power-of-life.html#more-49071

و یادآور سریال زیبای لبه‌ی تاریکی...

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

خاندان ِ ما یک تنبلی ذاتی ِموروثی دارد که مادر در تاییدش گاه جملات نابی به کار می‌برد برای بی‌نظمی ِ خانه می‌گوید: مادربزرگ گفته بود جنی هفت جد ِما را نفرین کرده که از این سر خانه را تمیزکنی از آن سر به هم بریزد... و برای درجه یک نشدن ِ ما در زندگی این جمله که: بچه‌های من خیلی باهوشند اما پشتکار ندارند... حال این نفرین ِ جن ِ گرامی و بی‌پشتکاری ِ پلشت ِ ذاتی چنان در تاروپود ِ زندگی‌هامان تابیده که خودمان هم گاه درمی‌مانیم که از کجا خوردیم؟ یعنی نمی‌دانیم یقه‌ی جن را بگیریم یا بی‌پشتکاری ِ ذاتی ِ موروثی که معلوم نیست این یکی از کدام خاندان ِ محترم به ارث رسیده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت توسط شیواپورنگ |

مطالب قدیمی‌تر
شیوا بازگشت به پنل سایت‌ها