می‌د‌انی بابا! این روزها خودم نیستم. شاید هم هستم و نمی‌دانم... شبیه‌ی به یک آدم ِگم‌شده‌ام توی یک دشت ِپر از باد، پر از غبار، پر از علف‌های بلند، پر از وحشت ِهرلحظه تنها شدن، سیاه شدن، جا ماندن... جا ماندن از عشق، از زندگی، از همسایگی... از حس ِنیاز ِدیدن ِهرلحظه‌ی تو...

می‌دانی! توی زندگی لحظه‌های بد خیلی داشتم... خیلی‌ها را به تو نگفتم، خیلی‌ها را مثل ِیک بغض ِسنگین ِفروخوردم. خیلی‌ها را تنهایی هل دادم. خیلی‌ها را تنهایی کشیدم. اما هر بار هر کدام ِشان را فهمیدی، گفتی: نترس! مگه من مُردم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت توسط شیواپورنگ |

 

دعای دور ماندن از حاشیه داریم؟ کسی سراغ دارد؟ ندارد؟ بود؟ بود؟ درست است که علیرغم ِهمه‌ی غرغرهای ما سریال ِدرحاشیه تعطیل شد. نمی‌دانم چرا حاشیه‌های ما تعطیل نمی‌شود و نمی‌دانم چرا به جای داشتن ِبارِطنز، پراز ماجراهای مسخره و چیپ است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت توسط شیواپورنگ |


آن سفرکرده که صد قافله‌ دل همره ِاوست

                                                               هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت توسط شیواپورنگ |

چند روز ِقبل رییسم از سوی کسی گفت که از من گله دارد که پشت ِسرش حرف‌ زده‌ام. در حالی که متعجب و عصبانی بودم فکر کردم هر چه‌قدر بخواهی بی‌حاشیه زندگی کنی مردم تو را به حاشیه خواهند برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط شیواپورنگ |

 

سال‌هاست که برای رفع ِهیچ مشکلی به هیچ مشاوری مراجعه نکرده‌ام، اما مثل ِاین‌که باید راهم را کج کنم و در یکی از این مطب‌های مشاوره نزول ِاجلال فرمایم. حداقل یک مشاور تحصیلی! چون زندگی فرآیند ِپیچیده‌ای‌ست هر چه‌قدر هم بخواهی ساده فرضش کنی یا به خودت یا اطرافیانت سخت نگیری گاه مسائلی پیش می‌آید که مهم است و اگرچه از بیرون خنده‌‍دار به نظر می‌رسد اثرش تا آینده‌های دوردست‌ خواهد ماند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط شیواپورنگ |

اگر بگویم این روزها از شدت دلتنگی خاکستری شده‌ام دروغ نگفته‌ام، نه رمان ِنوجوانم تمام شد. نه مجموعه‌ی کوچکی که داشتم، می‌نوشتم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط شیواپورنگ |

نقد زری نعیمی در مورد رمان بوی برف که در مجله زنان منتشر شده است و من متن را از سایت انتشارات ققنوس برداشته‌ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ساعت توسط شیواپورنگ |

مطالب قدیمی‌تر
شیوا بازگشت به پنل سایت‌ها