"در وهله‎ی اول باید داستان نوشت. داستان خالص، باید ساخت، به هرشکل و هر جور... فقط مهم این است که راست بگویی.

خواننده و اجتماع از نویسنده این را نمی‎خواهد که از آن‌چه در اطرافش می‎بیند و خودش بیشتر از او (نویسنده) به آن آگاه است برایش بگوید. خواننده تجربه‎ای می‎خواهد کاملا شخصی، تجربه‎ای که خودش نداشته است. هرکس تجربه‌ی مخصوص خودش را می‎تواند عرضه کند. من آن داستان‎نویسی را می‌پسندم که چیزی را بگوید که هیچ‌کس دیگر نتواند بگوید. هنرمند باید چیزی از خود به دنیا اضافه کند..."

بهرام صادقی

متن فوق در ابتدای کتاب هشتاد سال داستان کوتاه در ایران به جمع‌آوری آقای حسن میرعابدینی آورده شده است. در این کتاب دو جلدی دکتر میرعابدینی سیرِ داستان‎نویسی در ایران را به دو بخش تقسیم کرده است. نخست در جلد اول به بررسی داستان‎های بین 1300الی 1360 پرداخته و سپس در جلد دوم داستان‎های 1360تا 1380را گرد هم آورده است.  

درابتدای هر داستان بیوگرافی کوتاهی از هر نویسنده آمده است تا خواننده با نویسنده، طرز نگارش و نوع جهان‎بینی‎اش آشنا شود. پس ازهر داستان حسن میرعابدینی آن‌ها را از لحاظ محتوایی ونوع تکنیک به کار برده شده مورد بررسی قرار داده است. در ضمن حسن میرعابدینی چون داستان‌های نویسندگان را بسته به سال تولد هرنویسنده دسته‎بندی کرده است به نوعی چگونگی حرکت خط این مکتب در ایران را نیز نمایانده است به خصوص که بعد از هر چند داستان در میان‌پرده‌ها به شرح و بررسی اوضاع داستان درحوالی آن روزها و چگونگی تشکل‌های ادبی درایران آن روز پرداخته است.  

نویسندگانی که بین 1300تا 1360 در جلد اول داستان دارند.

صادق هدایت/ بزرگ علوی/ صادق چوبک/ ابراهیم گلستان/ جلال آل احمد/ محمود اعتمادزاده (م ا به‎آذین)/ سیمین دانشور/ بهرام صادقی/ منوچهرصفا / غلامحسین ساعدی/ هوشنگ گلشیری/ شمیم بهار/ محمود دولت آبادی/ جمال میرصادقی/ گلی ترقی/ مهشید امیرشاهی/ حسن تهرانی/ مسعود فرزان/ شهرنوش پارسی‎پور/ رضا دانشور/علی‎اشرف درویشیان/ احمد محمود/ نادرابراهیمی/ ناصر تقوایی/ امین قیصری/ بهرام حیدری/ نسیم خاکسار/ عدنان غریفی/

نویسندگانی که بین 1360تا 1380در جلد دوم داستان دارند.

امیرحسین چهل‎تن/ غزاله علیزاده/ رضا فرخفال/ محمد محمدعلی/ علی موذنی/ ناهید طباطبایی/ منیرو روانی‌پور/اصغرعبداللهی/ شهریار مندنی‌پور/ ابوتراب خسروی/ رضا جولایی/ محمدرضا گودرزی/ علی خدایی/ جعفرمدرس صادقی/ بهنام دیانی/ زویا پیرزاد/ بیژن نجدی/ شهلا پروین‎روح/ حسین مرتضائیان آبکنار/ احمد اخوت/ شهلا شفیق/ بهرام مرادی/ سودابه اشرفی/ حسین نوش‌آذر/ به‌روژ ئاکره‌ئی/ مهرنوش زارعی/ بیژن کارگرمقدم...

ناگفته نماند داستان‌های آورده شده دراین دو مجموعه حتما بهترین داستان‌های نویسنده‌های نامبرده نیستند، اما همگی از وزن و زیبایی و تاثیرگذاری کامل برخوردارند و انتخاب آقای میرعابدینی مهر تاییدی‌ست برلزوم خوانش هر کدام از داستان‌ها...

پ.ن..

این‎روزها از کنار هر دیواری که رد می‌شوم و برگ‌های مرکبات و شکوفه‌های بهاره پرتقال و نارنج را می‌بینم که بر آن تکیه کرده‌اند و آن پیرامون را به تکه‌ای از بهشت بدل ساخته‌اند که عطر خدا را می‌دهد چشم‌هایم را می‌بندم و می‌گویم شهسوار... امروز پانزده سال از روزی گذشته است که من با لباس سپید از شهسوار خداحافظی کردم.


برچسب‌ها: هشتاد سال داستان کوتاه در ایران, حسن میرعابدینی
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت توسط شیواپورنگ |