مکش مرگ ِما
هر روز میگویم امروز یک اتفاق ِخوب توی دنیا میافتد؟ هر روز ... بعد هر روز یا داعش است یا کامیون ِتوی نیس یا بمبگذاری یا کودتا...
برویم اشکور. یک مزرعه بخریم گران هم نیست خیلی آخر طرفهای ما خیلی بالاست و تلویزیون هم نداشته باشیم و اینترنت و ماهواره... و هیچ چیز و بدوی باشیم و عشق بکاریم و صلح درو کنیم. به نظرت میشود. نه نمیشود چون تا دو روز بگذرد من یکی که عمری بیرون کار پشت ِمیز داشتهام و عادت به کار ِبدنی ندارم میپوکم و دلم برای اینستاگرام و وبلاگ و دنیای شلوغ و پر از خبر بد تنگ میشود... بگذار ببینیم چطور پیش میرود بعد تصمیم بگیریم کجا برویم و چه کنیم... خوب موریک ِمان را آف میکنیم (گفته بودم موزیکهای آرش ای پی و مسیح را دوست دارم خوب حالا گفتم... بله ما هم چنین سلیقه موسیقیایی سوسولی مکش مرگ مایی داریم. چی؟ ببخشید بچه که بودیم از بس آهنگران و کویتی پور و سنتی گوش کردیم الان گرایش مان این سمت است باور کن خلاف سنگین ما داریوش گوش کردن بود.)
خب برویم شبکه سه لادن را ببینیم و ببینیم کیوان کی میفهمد ایدز گرفته
پ.ن: اگر فونت عجیب است و یا متن ویرایش نشده ببخشید مستقیم از توی بلاگفا نوشتم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۵ ساعت توسط شیواپورنگ
|