نگاهی به سمفونی مردگان
کلمه موومان، مویه را در ذهن متبادر میکند، موومان بخش کاملی از یک اثر بزرگتر موسیقی است، با آغاز و انجام. آثاری مانند سمفونی، کنسرتو و سونات هر یک از چند موومان تشکیل میشوند. گاه یک موومان از اثری در کنسرتها اجرا میشود ولی اجرای هر اثر موسیقی وقتی کامل است که تمام موومانهای آن اجرا شود. کلمهی فرانسوی سمفونی ریشهای یونانی دارد.
سمفونی در موسیقی کلاسیک به قطعهای ارکسترال گفته میشود که از چند بخشِ مجزّا به نام موومان تشکیل شده باشد. هر سمفونی دارای فرم سونات است. فرم سمفونی در حقیقت همان فرم چهار بخشی یا چهار موومان است. سمفونی مردگان در بخش اول خود چهار موومان دارد و بخش ِدومش تنها یک موومان. عباس معروفی در این رمان خوشخوان و خوشتکنیک، در موومان ِیک، با استفاده از تغییر راوی از اول شخص به سوم شخص ، دگرگونیها، خاطرات و شخصیت ِاورهان را به تصویر میکشد. اورهان با حسی قابیلگونه با برادرانش آیدین و یوسف روبرو میشود و برای هر طرح ِقتل و برای بدیهایی که دارد دلایلی از لحاظ خود منطقی را شرح میدهد. موومان دوم سوم شخص دانا با زبانی روان و نثری تمیز در سیزده بخش پازلهای زندگی آیدین، اورهان، آیدا، و خانوادهی اورخانی را میچیند، موومان سوم شرح عاشقانهی داستان از زبان دختر ارمنی و معشوقهی آیدین، سورمه است که از ذهن ِآیدین میگذرد، در ذهن آیدین حرف میزند و شرح ماجرا میدهد، موومان چهارم شرح پریشان ِآیدین است که پس از خوردن ِمغز چلچله مجنون، شده است. موومان یک از بخش دوم رمان بازی تغییر زاویه دید دارد و از اورهان به سوم شخص راوی در حرکت است و به نوعی دایرهوار انتهای رمان را به ابتدای رمان میرساند جایی که موسیقی ِداستان به انتها میرسد و اما اگر فرض کنیم که یک سمفونی از چهار موومان تشکیل میشود و سمفونی اول با چهار موومان کامل شده سمفونی دوم تنها یک موومان دارد و میتواند ادامه داشته باشد و شاید بتواند از ابهام مرگ ِزنهای داستان مانند سورملینا و آیدا که مبهم و در پرده مانده است، گرهگشایی کند. علت مرگ سورمه، علت ِخودسوزی آیدا، جامعهی شهری ِاردبیلی که عباس معروفی ساخته است تنها اردبیل نیست و جامعه ایران است. تاثیرپذیری ِجامعهی سنتی ِایران از مدرنیته خلاصه شده در یک جامعهی شهری کوچک و یک خانوادهی کوچک با همان معیارهایی که همیشه در جامعهی ما وجود داشته، پدرسالار دیکتاتورمآب، قابیل برادرکُش، یوسفی که با یک حرکت اشتباه دربرداشتی اشتباه از تکنولوژی که بر سرش فرود میآید سقوط میکند و مبدل به جانوری با زندگی نباتی میبلعد و هیچگونه نمیمیرد مگر اینکه سرش با سنگ لِه شود، معروفی در خلق این صحنه چه میخواسته بگوید؟ (سری که به سنگ میخورد و صاحبش میمیرد؟)، هنرمند ِروشنفکر که همیشه محکوم به زنده به گور شدن در زیرزمینهاست. برای دورماندن از خواندن و آموختن، برای فرار از اجباری(سربازی)، برای فرار از اسارت به اسارت رفتن هم درد دیگریست که در زندگی آیدین با فراز و فرودهای عاشقانه و شاعرانهاش خوانده میشود. آیدینی که بر اثر جفای برادر با خوردن مغز چلچه به جنون و پریشانی میرسد، پریشانی آشکاری که نویسنده با توانایی بسیار مبدلش کرده به کلمه و داستان، در این اثر که از آثار برجستهی ادبیات ایران است تفکیک ِساختار بسیار دشوار است زیرا ساختار و محتوا درهم تنیدهاند. استفاده از کهنالگوها، درهمآمیختگی زمان بدون ِمرزبندی، استفاده درست از حرکت سیال ِذهن، گنجاندن ِحوادث ِتاریخی و تعمیم ِتاثیر ایران از نفوذ ِروسیه، انگلستان و آمریکا در شهر، مردم ِشهر، خانوادهی اورخانی و شرح ِپریشانی و کشمکشهای درونی آدمهای رمان، برجستگیهای مولفههای رمان ِمدرن و عدم ِقهرمانپروری باعث میشود نتوان رمانی با این ابعاد را در طبقهی خاصی از لحاظ سیاسی، اجتماعی، اساطیری یا روانشناختی قرار داد. سمفونی بسیار زیباییست، سمفونی مردگان اگرچه از غم و مویه شبیه به رکوئیم است.