ریتم نام النا تیتارنکو درمن
چندنفرشما می گذارید موزیک روی جان وروح واحساستان اثر بگذارد وقتی به موزیکی گوش فرامی دهید آن را می نوشید یا ازکنارش می گذرید ؟...ریتم یک دف ...ضرباهنگ برخورد دست با ضرب یا تنبک چه شوری دروجودتان می آفریند؟...اسم شما با نام کوچک وفامیل دومش یک ضرباهنگ مخصوص خودتان دارد بارها وبارها شده که اسمی را زیرلب زمزمه می کنم ...وبه اثرش در ذهنم می اندیشم ...اسم عمو پورنگ در من وکودکان این سرزمین شور خاصی ایجاد می کند درحالی که اسم خودم در کنار همان اسم فامیل شاید آن شورخاص را ایجادنمی کند چندبار درهنگام صحبت کردن باتلفن یا درحال اندیشیدن خطوطی را روی کاغذ رسم کرده اید که هرکدام معرف احساسات وافکاردرونتان است اسمتان را به فارسی یا انگلیسی کنارش نوشته اید وبارها امضای شخصیتان زینتش شده است ...؟من به واسطه زندگی درشهرستان ازشرکت در کنسرت های زنده محرومم ...سه سال پیش دوشب متوالی به کنسرت سیمین غانم در سینا بعثت لاهیجان رفتم این موارد خیلی در شهرستانها پیش نمی آید سیمین شب اول پیانیست نداشت یک ویولونیست ویک دف نواز داشت وقتی که با هرضربه دست ظریف خانم خوش چهره دف نواز بردف من اشکم را پاک می کردم دلم می خواست بعدازمراسم بروم ودست خانم دف نواز را روی صورتم بگذارم وبه او بگویم تو باهرضربه به قلب من می زنی ...هر ریتم تو هر نت تو ضربان قلب من را ساز می کند تا در تمام وجودم یک موزیک انسانی چون رودخانه ای از احساسات مواج بنوازد وبلرزاند وبرقصاند ...اسم تو ورزشکارشیرینم همان حس را در من زنده می کند ریتم پیروزی یک جریان یک جهش یک عشق به سرافرازی در خاکی که دیگر آتش زیر خاکستر ندارد هرضربه تو هر موزیک ایجادشده توپت بر صفحه سبز میز پینگ پونگ که بینجامد به درخشش خورشید مدالت در آسمان ایران چرا نباید در من ایرانی عاشق ایران نام تو را نرقصاند ؟...چرا من نباید عشق کنم ازاین که ببینم چشمهای تواناوتیز تو صفحه مرا می خواند این عمومی ترین محلی که گذر اندیشه من است ....النا تیتارنکوی عزیزم قلب چون صفحه میزپینگ پونگ سخت نیست توپ را برنمی گرداند یک جا داخل درونی ترین حفره ها می نشاندش تا یک روز آزاده هنگامی که خبر پیروزیهایت را ازتلویزیون ببیند خوشحالی دردآوری در قلبش احساس کند ...چه خوب این خوشحالی نیش نداشته باشد ...النای عزیز آزاده برایت جواب گذاشته من واو هرگز همدیگررا ندیده ایم جز این که من یک قدم ازآزاده جلوترهستم وعکس اورادیده ام اما این جا صفحه ایست برای توپ کوبیدن برای تمرین ورزیدن وبه انجام رسیدن شایددوسال دیگر آزاده بتواند نقدهای زیباتری از فیلمهابنویسد آزاده یک مهندس است من هم یک مهندس هستم من هفت یا هشت سال ازآزاده بزرگترم همه زندگیم انشانوشته ام اگر امروز افتخاراین را دارم که توازنوشتنم تعریف کنی باشرم قرمز می شوم وسربزیر می اندازم چون همین تو به من امکان بهتر بودن را می دهی ...گاهی می خندم از بعضی نوشته ها که بمن می گوید وب خوبی داری بمن هم سربزن ...ومن می دانم که او اصلا نخوانده که من چه نوشته ام ...من وقتی راه می روم وقتی ظرف می شویم وقتی باپسرم بازی می کنم درذهن داستان می نویسم ...در ذهن من کلمات با ضرباهنگ زیبایشان ریتم موسیقی زندگی را می نوازند گاهی شاد گاهی غمگین اسم تو ریتم زیبایی در ذهن من ایجاد می کند ترتیب قرار گرفتن دو "ت " با یک "ی" در بین ...زیبایی رودخانه دن آرام را بیادم چون نسیم می نشاند چون گلهایی که کنارش می روید وچون چهره ات زیباست ...النا اگر روزی ببینمت بعدازاین که با ضرباهنگ توپهایت برگردنت خورشیدی برای ایران درخشید پیش خواهم آمد ودستهای مهربانت را برصورتم خواهم گذاشت وخواهم گفت :النا تیتارنکو نام تو بر قلب من نوای پیروزی می نوازد نوای عاشقی ...مهربانانه به هم نگاه کنیم مهربانانه تر ...آن روز گردن آویز همه ما خورشیدی خواهد درخشید که با مهر به معاشقه خواهد نشست ...
...
پ ن ۱ به آقای مصطفی خوشنود ...مشکلی ندارم با ذکر نام ونام خانوادگی کامل وآدرس وبلاگ ...آخر می دانید که حقوق اینجا محفوظ است
...
امضا شیوای محفوظ