اومدی نسازی ها ؟
نیم نگاهی به آخرین فرم اشکالی که روی میزم گذاشته شده می اندازم ، "لطفا ترتیبی اتخاذ کنید تا در هنگام ثبت نامه مکانیزه توسط واحد نامنویسی کندی سیستم ازبین برود و وقت کاربر گرفته نشود"...رو می کنم به سروراپلیکیشن ومی گویم چرا این قدر تو بی وفا شدی این روزها، چرا این قدر به حجم اطلاعات وهجوم پاکتها گیرمی دهی ؟قفل می کنی ؟...یا تو اسپول پرینتر چرا این همه پر می شوی تو خجالت نمی کشی وقتی همکارم دارد با تو مثل کلنگ و تیشه وخاک سفت زمین رفتار می کندسرت را بیندازی پایین ومثل بچه آدم کارکنی ؟ بلد نیستی جواب بدهی ها ؟...اصلا تو سرور دیتابیس چرا پاکتهای اطلاعاتی را به سرعت برق وباد نمی فرستی ها؟...چرا شماها این همه مرا می آزارید ؟..."زنگ می زنم به ارشد استان می گویم این سیستم بی شعور پرسنلی "...بعد دردلم سرخودم داد می کشم :های کجا می ری شیوا چته ؟...چرا این همه اعصابت بهم ریخته ؟...چرا گاهی صبرت را ازدست می دهی ؟...کلاس مشاوره روانشناسی سراغ ندارید ؟....
من باید به ارباب رجوعی که یک هفته ده روز می رود ومی آید وکارش راه نمی افتد بگویم که واقعا من دو شماره تلفن پیگیری دارم که یا اشغال هستند یا گوشی را برنمی دارند ...ای بابا من نوعی ت الف یک میلیارد به بالا وصول دارم ...فقط من فسقلی مردنی ...حالا این قدر ارزش ندارم برای رفع مشکلاتم یک کارشناس داشته باشم ...یا اصلا هر پنج شعبه یک کارشناس نه ششصد شعبه روی هم سی کارشناس ...ارباب رجوع که نمی فهمد تلفن اشغال ومعطلی یعنی چه؟ می فهمد ؟...لااقل تو یک ذره کمتر قفل کن سرور جان ...
وقتی هم بعد ازهزار سلام وصلوات موفق به تماس می شوی اکثر کارشناس ها نشسته اند تا تو را قورت بدهند ...چرا من ایرانی این طوری ام ؟...نشسته ام تا تورا که به میل من حرف نمی زنی درسته قورت بدهم پس نقد پذیری من کجا رفته ...وای برق نرو نرو دارم از گرما می میرم ...برق تورو خدا ، کجا داری می ری آخه ؟...