خواهر زاده ام خواب دیده، مادرش در حیاط خانه پدری به نماز ایستاده است و چادری سبز از برگ های درختان به سر دارد که با برگهای دیگر درختان یکی شده ....

پ .ن :من این روزها هیچ خوابی نمی بینم