ویکتوریا ! فارسی 1...شیوا و شعارهای درپیتی
دو روز است مدام به خودم تف و لعنت می فرستم که چرا این همه خودم را اسیر کارهای خاصی کرده ام ...کارهایی مثل تماشای مدام فیلم و سریال ...خوب باید بگویم دیروز در وبلاگ نونوش خواندم که نوشته من داشتم فارسی 1نگاه می کردم لطفا مسخره نکنید ها !....خوب اگر می خواهید می توانید من را مسخره کنید اما من فارسی 1 نگاه و سریال ویکتوریا را دنبال می کنم یادم نمی آید این کانال را کی کشف کردیم ولی موضوع به اوایل شروع سریال برمی گشت و ویکتوریا تازه متوجه شده بودکه شوهر عزیزش انریکه به او خیانت کرده و با تاتییانا دوست است ...ما خانوادگی مشغول دنبال قضایای خاله زنکی ویکتوریا شدیم و با وجود دوبله افتضاح که زیبایی یک اثر را می تواند داغان کند باز حاضر نشدیم ویکتوریا را ول کنیم ...
وقتی که اوایل کار عشق و عاشقی ویکتوریا و جرونیمو بود ، یک شب در خانه مادرشوهرم ویکتوریا شروع شد ، قسمتی بود که کامیلا و سانتیاگو با هم رفته بودند سانفرانسیسکو ...برادرشوهر بزرگترم با عصبانیت گفت :این چه مزخرفاتی ست شما نگاه می کنید ؟...درپیت ترین سریال ها را می خرن و بدترین دوبله رو روش می گذارن شماها هم ندید بدید ...من یک نظریه در مورد فارسی 1داشتم که به دلیل س.ی.ا.س.ی نمی توانم بگویم رو کرد به من و گفت :حق با توست ...این کانال همونیه که تو گفتی ...آن شب گذشت !!!
ولی قضیه ای که من می خواهم به آن اشاره کنم نه به هجو بودن کانال برمی گردد نه به دوبله بد و درپیت بودن سریال ها ...مامان شمسی که معرف حضور هستند ...این خانم به دلیل سالها زندگی با چهار مرد به شدت مرد!!!! خودش هم اخلاقی شبیه به مردها پیدا کرده و بیشتر طرفدار حقوق مردان است تا زنان ...در یکی از قسمتهایی که ویکتوریا هنوز تصمیم نگرفته بود به جرونیمو جواب مثبت بدهد و ما هرسه جاری در خانه مادرشوهر جمع بودیم و ناگهان بحث شد و مامان شمسی گفت :ویکتوریا باید می ماند تا انریکه پشیمان شود و برگردد چرا؟...چون ویکتوریا از لحاظ مالی به او وابسته است ...یعنی در مرام مامان شمسی زنی با مشخصات ویکتوریا بیشترمستحق سنگسار است ...نه اشتباه نکنید مامان شمسی به دلیل خاصی این حرف ها را می زد من بیشتر از هر کسی می دانم ته قلبش به شدت با ویکتوریا موافق است و آرزو می کند او و جرونیمو به نتیجه برسند اما عرض اندام در مقابل سه عروس فضول خیلی مهم تر است تا این که حق با ویکتوریا بودن ثابت شود ...خلاصه این که ما مدعی بودیم هرچه در خانواده مندوزا پیش آمده به دلیل عشق غلط انریکه بوده و او باعث شده هر کدام از بچه ها به راه بدی کشیده شوند و جاری بزرگم هم عصبانی شده بود و بحثش در مورد ویکتوریا و اشتباه انریکه با مامان شمسی دو به دو شده بود ...بعد هم همسرم (ای ول روشنفکر
) طرف جرونیمو و ویکتوریا (و بالطبع جاری بزرگم ) را گرفت و انریکه را به شدت کوبید !من هم که دیدم جو دارد یک هوا ابری می شود شروع کردم به شعار دادن ...ویکتوریا ! ...ویکتوریا !...خلاصه این که اوضاع قمر در عقرب خنده داری شده و قیافه ها دیدنی بود ...حیف که دو مرد بزرگ دیگر و مرد چهارم کوچکتر حضور نداشتند که کار به زد و خورد و پرتاب گلدان و دیس ماکارونی بکشد ...و دومرد زیر هشت سال که اصولا و فعلا به حساب نمی آیند ...پسر عموی پسرک را نمی دانم ولی اگر پسرم پا جای پدرش بگذارد طبیعی ست که باید طرفدار ویکتوریا باشد....
خوب حالا نونوش باعث شد من یک پست راجع به فارسی وان و ویکتوریا بگذارم و احیانا کسانی می توانند به مسخره کردنم بنشینند ...
پ .ن ۱...باید بگویم در تمام یک سال گذشته در مقابل تماشای سریال لاست مقاومت کردم و این همه دیگران نوشتند من صبوری کردم چون از اخلاق گند خودم خبر داشتم و می دانستم که نمی توانم برای تماشایش منتظر بمانم و معتاد می شوم ...تا الان هم مقاومت کردم و چیزی این جا ننوشتم ولی خوب بالاخره این سریال دامن ما را هم گرفت ...عیبش این است که از ساعت مطالعه و نوشتن داستان بسیارکم می شود ...و ما هم آدمهای منظمی نیستیم...
پ .ن ۲...استوانه مرسی آدم دو تا دوست مثل تو داشته باشد نیازی به دشمن ندارد به زندان آسمان ماه سلام برسان
پ .ن ۳...آقای رگبارها در وبلاگش نوشته من زیاد اهل جواب دادن به کامنتها نیستم من نمی دانم آیا باید همین جا جواب بدهم و یا بروم در وبلاگ کامنت گذارنده اما چشم من از این به بعد جواب کامنتها را همین جا می دهم !