از همه جا وهمه چیز
پریشب من وارسام حدود ده شب نشستیم به تماشای میم مثل مادر اونقدرگریه کردیم که وقتی شوهرجان رسید اول مسخره مون کرد بعد خودش هم با یه حالت خیلی گریه دار خودشو جمع وجورکرد …وقتی فیلم تموم شد ارسام کوچولو سرشوبه بازوی من چسبوند وهمین جور زار زار گریه کرد دلم براش خیلی سوخت به خودم گفتم آخه تو هم مادری …بجای این که بشینی با بچه ات فیلمهای مفرح وشاد هالیوودی نگاه کنی می شینی وحقیقت تلخ وغم انگیز جنگ رو می بینی واشک می ریزی …بعد به دل مادرانه خودت فکر می کنی به بازی زیبای گل شیفته …به اون همه اشک وفین که دماغ گرانقیمتت رو می چلونه ورو به کجی بیشتر می بره …..بعد برای رفع این همه غم وغصه فرداش فیلم مهمان رو دیدیم چرااین امین حیایی این جوری شده نه اگه من این فیلم رو قبل از اخراجی ها دیده بودم بازی اخراجی هاش رو هم تایید نمی کردم الان این دوست طرفدارامین حیایی میاد گیر میده که فلان وبسان خوب انسان باید انتقادپذیر باشه این راه رفتنه بهش نمیاد….بازی اش تو اخراجی ها بدون در نظر گرفتن مهمان قشنگتربود شریفی نیا هم که عالیه فقط یه خورده زیادی داره تکراری می شه …البته نمی شه انتظار زیادی هم داشت چون ذات انسان تغییر ناپذیره وآدم مرتب در حال تکرار عادات خودشه وهرچقدر هم که تلاش کنه باز خودشو هی به نمایش می ذاره خوش بحال اونایی که مرتب در حال تغییر وتحولن مثل همین گل شیفته چه صعودی از بازی های اولش تا به حال داشته یا هدیه تهرانی یا نیکی کریمی ….نزولی هاش رو هم داشتیم مثل پورعرب ودیگه ولش کن بابا چقدر منم امشب به این هنر پیشه های بنده خدا گیر میدما …
.یکی از جالب ترین قسمتهای کار من در اینترنت خوندن وبلاگ ساروی کیجا ونیلوفروبودنش بود وکمی هم این آخریها شراگیم اما همه شون فیلتر شدن حیف شد دوسال من هرروز ساروی کیجا می خوندم واین آخریها این دوتای آخرو …طرز نگارش هرسه تاشون خیلی جالب بود نیلوفر که هیچ چیز خلافی نمی نوشت ….ساروی کیجا کمی جسورانه می نوشت ولی بازهم نباید فیلتر می شد اما شراگیم خیلی دیگه جسورانه می نوشت ولی من هروقت نوشته هاشو می خوندم از خنده روده بر می شدم …می دونید تاثیر نوشته بر آدمها زیاده …اما نه اونقدر که بخواد خدشه ای بر اعتقادات یا خط مشی کسی که محکم باشه وارد کنه به نظر من این راه مبارزه با مخالفتها نیست این ها همه سرپوش گذاشتن روی کوه آتشفشانه …ای کاش همونطوری که این همه ادعا می شد راه ما راه عطوفت وملایمته واقعا بود …چرااین همه دورویی ونفاق توما ایرونی هازیادشده …علتش واضح واضحه …من که نمی دونم شماها که می دونین بگین ….
پ . ن .امروز عمه جون اومده بود اداره پیشم اینقدربرام حرفهای عجیب زد که دلم می خواست بشینم وباهاش گریه کنم ولی قسمم داد به هیچ کس نگم حتی به شما ….