فکرش را بکن ،یک حوری که داشتم یک پری هم بستانم ...یکی برایم آب می آورد و دیگری بالش زیر دستم می گذارد ...یکی موهایم یا سر بی مویم را نوازش می کند و دیگری پشتم را می خاراند ...یکی فسنجان و دلمه و لوبیا پلو می پزد و دیگری برایم بیف استرگانف و لازانیا و چیزبرگر درست می کند ...یکی به امورات منزل می رسد و دیگری به امورات بیرون و پرداخت قبض و خرید و از این قبیل ...یکی برایم یک پسر کاکل زری می زاید و دیگری برایم دختری حوری پری به دنیا می آورد ...فکرش را بکن ...یکی برایم قرآن تفسیر می کند و مفاتیح می خواند و فوتم می کند و دیگری برایم از دانسته های یونگ و فروید و آخرین اخبار وبلاگ ها و اینترنت خبر می آورد ...یکی لباس های پوشیده و گشاد می پوشد و دیگری لباس های تن نما و شیک ویقه باز ...در مهمانی ها بزرگتره سمت راستم می نشیند و کوچکتره سمت راست ...من باد به غب غب می اندازم و مردان فامیل که تا به حال پری نستانده اند با حسرت نگاهم می کنند و حوریان فامیل می خواهند سر به تنم نباشد ...

یک حوری داشتم یک پری هم ستاندم روز اول به قاضی گفتم تمکن دارم نگفتم این قدر خدایا غلط کردم یکی بنز می خواهد آن یکی پرادو ...یکی گوشی اش را هفته به هفته عوض می کند یکی مرا بسته به خرید حیوان خانگی ...یکی مبل و لوازم لوکس دوست دارد دیگری تزئینی و عتیقه جات ...یکی مبل استیل دوست دارد آن یکی مبل اسپرت ...یکی به برلیان علاقمند است و آن یکی هم به برلیان علاقمند است ...یکی طلای زرد دوست دارد آن یکی طلای سپید ،یکی تهدیدم می کند اگر برایش  ویزای فرانسه نگیرم خودکشی می کند آن یکی می گوید برای خرید هر هفته باید بروم   فلان قبرستان ...هیچ کدام بچه هایشان را نگه نمی دارند هر کدام نفری دو سه تا پرستار تحصیل کرده دارند ...هیچ کدام از مهمانی های دوره اشان نمی گذرند ...واین قدر این دوره ها نزدیک به هم است که معلوم نیست کی به کی اتفاق می افتد ؟یکی باید مارک شانل بپوشد و به همان مارک ببوید و دیگری باید آخرین برند های جدید را امتحان کند ...دو تا ستاندم قاتق جانم شوند دو تا شود دو تا قاتل جان پیدا کردم  ...دلم لک زده برای غذای خانگی ...بس که این دو دستشان را در بالش های قو می گذارند بلکه ناخنشان نشکند ...می دوم می روم پیش قاضی و گریه می کنم و می گویم غلط کردم بگذار هر دو را طلاق بدهم و تا آخر عمر نوکری ات را بکنم . می پرسد :اونقدر داری  مهریه شان را بدهی ...از کجا بیاورم ؟...یکی هزارو سیصدو شمسی است یکی هزار ونهصد میلادی ...صبر کن راه های بهتری هم هست برای خلاص شدن از دست هر دو شان بلدم ...بلدم ...بلدم حالیشان می کنم یک من ماست چقدر کره داره ...فکر کن !!!!