تهران من ....ایران من
در روزهایی که بیش از پیش به سرگردانی کشتی شکسته پر از سر نشین این حوالی فکر می کنم تماشای فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر نداره "آقای بهمن قبادی مثل یک داغ بر زخم می ماند ، این که به این فکر کنی به چه عشق داری و نتوانی آن عشق را به انجامی نیک برسانی !این که این روزها به وضوح می بینی حد حرکتت چقدر است و از کدام لبه ها نباید راه بروی ، می توانی بروی و خودت را یک جای دیگر گم و گور کنی، می توانی بمانی و بدانی که هیچ کاری از دستت بر نمی آید، تنها می توانی با چشمهای باز و قلبی گرفته نگاه کنی به قومی که با هم بر سر هیچ می جنگند ...این هیچ درست است که هیچ نیست و بسیار در عمق هیچش معنا هست ولی هرچه هست اثر آن جز تلخی و سیاهی و تباهی نیست .
جنگیدن بر سر قدرت همیشه یک سمت را به نیستی می رساند و چقدر سخت است تو خیره شوی به نوک انگشتانت و مدام به خودت و ناتوانی ات بیندیشی و اجازه بدهی اشک از گوشه چشمانت بریزد و تو شرم نکنی و نترسی از این که بر سر جنازه ها و لاشه های این جنگ گریه می کنی و بترسی از این که این همه می ترسی
...گریه کن امروز ،تو گریه کن ،گریه تو اما قشنگ نیست فقط برای تسکین دردهایت است دردهایی که می دانی چقدر عمیق و جانکاه است ...
آقای "بهمن قبادی "از فیلم بسیار زیبایت ممنونم از این که تماشای آن را به من حلال کردی متشکرم از این که آن را این همه زیبا ساختی و به من یاد دادی حتی آن جوانکی که به گمانم اسمش "هیچ کس "هست و من دوست نداشتم آهنگهایش را گوش کنم نیز دوست داشته باشم و از این به بعد به آهنگ هایش گوش کنم ...از این که به من یاد آوری کردی آن جایی که تو فیلم ساختی تهران است و تهران همه ایران من است ...
از این که یادم آوردی باید داستان تهران من ایران من را تمام کنم متشکرم ...قول می دهم دیگر بر داستان های ناتمامم گریه نکنم قول می دهم تمامشان کنم و آن را گوشه ای در همین خاک مرطوب چال کنم جایی که حتی کاغذ نیز سبز می شود و روزی شاید از آن درختی بروید ...
پ .ن۱ ...دوشنبه شب ساعت 11.30دقیقه برنامه دو قدم مانده به صبح آقای صالح اعلا با دو مهمان تشکیل شد که یکی آقای فرهنگ فر بود و دیگری آقای زهیر توکلی ...آقای فرهنگ فر قسمتی از یکی از داستان های کوتاهش را خواند و بعد آقای توکلی راجع به کتاب جدید او به نام "گمگمه های برف "صحبت کرد ...من هنوز این کتاب را نخوانده ام و قرار است آقای فرهنگ فر این کتاب را برایم بیاورد ...چون انگار در لاهیجان موجود نیست و برای علاقمندان بگویم که ناشر آن نشر نی است و دیگر این که یک جایی هم آقای فرهنگ فر و آقای توکلی راجع به مردهای جدید کتاب های این روزها صحبت کردند و آقای توکلی گفت که مردهای رمان های آقای فرهنگ فر خلاف مردهای رمان های حاضر هستند یعنی خیلی سیاه نیستند و منفعلند و در موج فمینیستی نیستند و استاد ذکر کرد به نظر من فمینیستی نوشتن این روزها مد شده است دلم می خواست به برنامه زنگ می زدم و می پرسیدم به نظرتان چه عاملی باعث شده که موج فمینیستی نویسی راه بیفتد ؟...اگر واقعا به نظر تان مد است ؟
پ .ن ۲...طوبی طلایی ۹۹