شوخی با مردگان ...

در یازده سالی که من در این شعبه از سازمان کار می کنم چهار نفر از همکارانمان به رحمت خدا رفتند که یکی شان مسئول باجه ،دیگری مسئول درآمد ...بعدی کارشناس فنی و این آخری بازرس بوده ...یک سری همکارشوخ داریم که هر روز می نشینند و یادشان می افتند و برایشان قصه می سازند ...یکی از قصه هایشان این است ...

اون طرف یه شعبه تشکیل شده که کارشناس فنی مرحوم  الان شده رییس شعبه ...بازرس رفته یه بازرسی رو تایید کرده و رئیس هم امضاکرده و مسئول باجه طبق بازرسی لیست گرفته! اما مسئول درآمد بازرسی رو تایید نکرده و درخواست بازرسی مجدد داده و حالا بازرس می خواهد به بازرسی برود اما راننده ندارد ...بعد همه با هم به اتفاق راننده اداره را به هم نشان می دهد و از خنده غش می کنند ...خوب است گاهی با مرگ شوخی کرد این طوری شاید آسان بگذرد ...

پ .ن ...فردا روز تولد موعود است ...همه قبایل و ادیان به یک موعود و یک منجی بشارت شده اند ...و ما نیز هم ...سپیده های زیادی به سیاهی رنگ باخته و امیدهای بسیاری به نومیدی نشسته ...به آن امید که هیچ امیدی نمیرد و هیچ باوری نخشکد ...