یک لیوان چای سبز
این روزها بهانه هایم برای شادمانی خیلی کوچکند ،اندکی نسیم خوشبوی پاییز لاهیجان ،آفتابی که از لابلای ابرهای سپید و سیاه و خاکستری ناگهان به ناز گونه هایم را می نوازد ،خوابهایی که از نهایت خستگی کارهای روزانه می آید ،لبخندهایی که پسرک می زند و من در هوا می بلعمشان و کتابهایی که می خواهم بخوانم و داستانهایی که می نویسم .بماند که دلتنگی ها را با یک لیوان چای سبز فرو می دهم .چای سبز من هنوز بوی بهاره می دهد .
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت توسط شیواپورنگ
|