دیده بودیم کتابهایی تحت عنوان مدیریت یک دقیقه ای یا چند دقیقه ای حالا عصر ،عصر  خواندن کتابهای کوتاه  است از قرار ،خوانندگان حوصله ی رمانهای بلند و طولانی را ندارند و رمانی که می خواهم معرفی کنم شاید در زمره ی رمان های چنددقیقه ای قرار می گیرد ،گیرم 50دقیقه .

این کتاب با جلد زردرنگ نوشته ی آقای مصطفی مستور است که به تازگی همزمان با کتاب پرنده ی من خانم فریبا وفی به زبان ایتالیایی ترجمه و در این کشور پخش شده است .در قسمت شناسه ی کتاب نوشته رمان ایرانی اما این رمان بیشتر به یک مجموعه داستان درهم شبیه است طوری که یکی از داستانهای شخصیت هایش را در یکی از مجموعه داستان های مستور قبلا خوانده بودم .این داستان راجع به آدمهایی متفاوت است  که در یک برج بزرگ زندگی می کنند یا به نحوی وارد این برج می شوند .فصلهای اول موضوعات مربوط به هر شخص چند صفحه است به تدریج که به پایان کتاب می رسیم این صفحات آن قدر کم می شوند تا به یک داستان واحد می رسند که در مورد هر کدام از قهرمانان داستان چند خط نوشته شده است .پایان داستان امیدوارانه است و مثل بیشتر کارهای مستور به  وجود پر رنگ خدا  وایمان به او د ر زندگی  می رسد .

 زبان داستان که یک دست تمیز و جذاب است و تو را تا آخر داستان نگه می دارد .تعداد زیاد شخصیت های داستان و زود عوض شدن موضوع هر کدام ممکن است در اول تو را سرگردان کند اما به تدریج مستور به خوبی ماجرای هر کدام از قهرمان هایش را جمع می کند .

پ .ن .سه پست پشت هم و فقط در مورد کتاب ...حالا که داستان خودم تمام نشده است بازهم سخت چسبیده ام به خواندن  ؟!