کلاس سوم سال به پایان رسیدن درس جمله سازی بود .خواهرم به من یاد داد برای هر انشا یک مقدمه پیدا کنم ،چند کتاب به من نشان داد که در آن متن ها ی ادبی زیاد بود.یکی از این کتاب ها اسمش مرواریدهای بی صدف بود با نقاشی چهره ی یک زن زیبای در حال مرگ که کف رودخانه است و مردی برایش گریه می کند .

هرچه قدر از  تکه های ادبی و داستان های کوتاه و بلند و عاشقانه ی این کتاب بگویم کم گفته ام .اول یک قطعه ی تقریبا طولانی ادبی به این صورت  شروع می شد .

"عصر بود ،به صحرا زدم .هوا ...."

مقدمه ی کذایی  یک پاراگراف بلند  بود که خیلی زیبا  زمین و آسمان و طبیعت را وصف می کرد  وقتی اول انشاهای مرتبط می اوردی اش می توانستی هوش از سر معلم انشا ببری .خلاصه من این مقدمه را حفظ بودم .با همین انشا نویسی ها رسیدم به پنجم دبستان جایی که موضوع انشا از می خواهید چه کاره شوید؟علم بهتر است یا ثروت ؟ خاطرات تابستانتان را بنویسید به موضوعاتی حول و هوش انقلاب اسلامی و وطن من ایران و ایضا زندگی حضرت ابراهیم تغییر یافت .

طراح شیر پاک خورده ی امتحان نهایی دو موضوع برای انشا داده بود که یکی اش داستان زندگی حضرت ابراهیم بود .من چند مدل مقدمه ی دیگر در مدح شهدا و انقلاب هم بلد بودم اما عاشق "عصری بود به صحرا زدم" هم بودم نشستم چند دقیقه ای فکر کردم چطور می توان مقدمه ی وصف طبیعت را به زندگی ابراهیم پیامبر ربط داد .بعد جرقه ای زده شد مقدمه را نوشتم وبعد از ربط دادن زیبایی طبیعت به عظمت و قدرت خدا،  حضرت ابراهیم را بردم به صحنه ای که چهار پرنده ی متفاوت را با سنگ کوفت و بربالای چهار کوه گذاشت  و به اذن خداوند پرندگان زنده شدند و آن وقت فلش بک زدم به عقب و زندگی ابراهیم را از نو تعریف کردم و نتیجه این شد که معلمی که ورقه ی بدون اسم بنده را خواند و نمره داد فرمود این بچه تقلب کرده و یک بچه ی کلاس پنجمی نمی تواند چنین انشایی بنویسد  و شانس آوردم به من صفر نداد و نمره ی انشای کلاس پنجم بنده شد 14و این در حالی بود که ریاضی ام را 20گرفته بودم .هرچه مادرم اعتراض کرد بالا و پایین زد اعتراض قبول نشد که نشد جواب دادند انشایک درس سلیقه  ایست و نمره اش نظری ست و نظر مصحح نمره ی 14بوده است .

شما خوانندگان نازنین داستانهای من بی شک نمی توانید همه تان به من بیست بدهید .باید از وهم شاگرد اول بودن دست بردارم باید این روزها فقط قصه تعریف کنم و داستان بنویسم .و بخوانم و بخوانم و بخوانم .خیلی دوستتان دارم .