بارونهای ناتموم لاهیجان شروع شدن...سالها پیش وقتی این جادانشجو بودم هروقت بارون شروع می شد به زمین وزمون فحش می دادم مرتب به بارون می گفتم بارون موذی ...آخه فرق بارون لاهیجان باسایربارونهااینه که اصلا بودونبود چتربالای سرت فرق نمی کنه یعنی این بارون ازچهارجهت می باره وخیست می کنه ..وای بحال جاده های گلی من یه مانتوی بلندرو ازبس که گلی شده بود ومن هی شسته بودمش ورنگ دامنش رفته بود کوتاه کردم شانس آوردم کوتاه بلافاصله مد شد ...وامون ازاون روزی که شهریوربیاد وبارون یادش بیاد که باید بباره ... لاهیجان مدتها خاکستری خواهد بود وروزهاپیش نمیاد که یه لحظه بتونی یه کوچولوازآفتاب وآسمون آبی رو ببینی می دونم که بارون صدای باصفایی داره وتوی صدای زیباش یه دنیا سکوت موج می زنه ...اما کافیه اینجا زندگی کنی وببینی که بارون مداوم چطور می تونه تورو تبدیل به یه موجود عصبی افسرده کنه ....یه ماهه نرفتم ورزش دلم برای ورزش لک زده ...دلم برای انرژی زیاد وپرسه زدنهای طولانی تنگ شده ....دلم برای کودکیهام ویه دنیا نوستالوژی تنگ شده ...دلم می خواد به وام فکر نکنم به خونه فکر نکنم دلم می خواد ده سال پیش باشه وبا همسرم قدم زنان زیر بارون راه بریم وبه هیچ چیز جز زندگی باعشق فکر نکنیم ...

پ .ن . دیروز زیر بارون به چندبانک مختلف رفتم ومحض اطلاع همه بانکها باهم ده دقیقه هم بیشترفاصله نداشتند ...ساعت بانکهاوساعت من ...

۱۱.۱۵ساعت من .......ساعت بانک مسکن .......۱۱.۲۰

۱۱.۲۰ساعت من .......ساعت بانک تجارت ........۱۱.۳۲

۱۱.۳۰ساعت من .......ساعت بانک رفاه ...........۱۱.۲۷

۱۱.۵۰ساعت من .......ساعت بانک کشاورزی ...۱۲.۰۵

این چند بانک در یک شهر کوچیکه ....کل ساعتهای ما در ایران آیا همه باهم تنظیم وباساعت کشوری یکیه .؟..ازسال بعد دوباره پیرزن وپیرمردها موقع پرسیدن ساعت کلمه جدیدیا قدیم را به اون اضافه خواهند کرد ...