آه ای همه ی انرژی های خوب دنیا به سویم آیید.
امسال چندمین سالیست که به دستور استانداری در تیرماه راس ساعت 6.30صبح باید کارت بزنیم و در اداره حاضر شویم. البته میتوانیم ساعت 13.30هم اداره را ترک کنیم اما احساس میکنم این کار مزیتی جز همان صرفهجویی در مصرف برق نداشتهباشد. من خودم بعد از دو هفتهی مداوم دچار یک احساس فرسودگی بدی شدهام. مدام خوابم میآید و در سه روز گذشته نتوانستهام به موقع بیدار شوم. اوایل امسال هر روزم را در دفترچه یادداشت طلاییام نوشتم این که چه کاری کردهام و چه کاری را میخواهم انجام بدهم . کتابهایی که خواندم یا داستانهای کوتاهی که آن روز از یک مجموعه خواندم را نیز مینوشتم. اما این مدت برنامههایم ازهم گسیختهاند و علاوه بر سردرگمی دچار خستگی شدهام. اما با نیرویی که در خودم سراغ دارم به شدت دارم انرژی های خوب را به سمت خودم و خانوادهی کوچکم جذب میکنم تا دوباره همان شیوای پرانرژی و فعال شوم.
حاصل روزهای خوب کانون فیض به گمانم باید حدود سی چهل داستان کوتاه باشد که بعضیهاشان شاید قابل چاپ باشند. به علاوه باید دستی به سرو روی ایلا و شمس بکشم و از بین خطوط سر درگم نوشتههای قبل آنها را بیرون بکشم. خیلی برنامهها دارم که باید انجام بدهم کلی کتاب که باید بخوانم، کلی تحقیق که باید انجام دهم و نتبرداری کنم. خوب ، فکر می کنم نوشتن خیلی خوبست چون همین چند کلمه را که نوشتم، کلی انرژی گرفتم.