تنها با تو، عشق خاکستری، دوباره از اول، تاریخچه‌ی مرگ و میر در اداره‌ی بیمه، اگر بیاید عکس دسته‌جمعی می گیریم، آن‌ها به من افتخار می‌کردند،ناتمام، سایه‌ها،ماه و قوطی‌های بلند،خاکریز وچاله‌ها...نام‌هایی هستند که بهانه‌ای شدند برای به‌وجود آمدن یک مجموعه‌ی داستان. کلماتی که با ظرافت کنار هم چیده‌ شده‌اند تا  داستان‌هایی بسازند قشنگ و پر از حس.

اگر در اینترنت سرچ  کنی  مریم اسحاقی  و شهلا شهابیان در مورد این کتاب صحبت کرده‌اند در حالی که مجموعه به نوعی می‌توانست در ردیف مجموعه‌های بسیار خوب در زمان چاپش قرار بگیرد. اما انگار این عادت شده که نویسنده‌های شهرستانی دیده نشوند. یا اگر دیده شدند نادیده گرفته شوند.

پشت سایه‌های کلمات داستان‌ها اندیشه نهفته‌است و لایه های آن ماهرانه با بازی تکنیک و جملات رو می‌شود، آن‌قدر که عمق داستان‌ها باعث می‌شود، خواننده بعد از خواندن هر داستان مدت‌ها به محتویِِ  آن که در مورد هنجارهای شخصیتی، اجتماعی، عشقی و روزمرگی و ...  پرداخته ‌شده‎است بیندیشد.

کتاب ماه و قوطی‌های بلند اثر ابوالقاسم مبرهن مجموعه داستان بسیار خوبی‌ست و واقعا ارزش خوانده شدن دارد.

در این مجموعه من داستان "آن‌ها به من افتخار می‌کردند" را خیلی دوست داشتم.

  پ.ن. علت این که من هیچ وقت در خصوص تک تک داستانها صحبت نمی کنم یا موضوع را شرح نمیدهم این است که لذت کشف و خوانش داستان را از خواننده نگیرم.