اولین بار که زلزله را شناختم  کودکی بودم که مفهوم مرگ را نمی‌شناختم اما بارها و بارها برای دیگران گفتم مرگ را به چشم خودم دیدم هشتپر زندگی‌ می‌کردیم مردم در خیابان‌ها نماز آیات می‌خواندند. شهر تاریک و بدون برق بود من صورتم را چسبانده‌بودم به بازوی مادرم . می‌ترسیدم.

 بار دوم هجده‌ساله بودم.شهسوار بودم. زندایی و بچه‌هایش در معدن سنگرود بودند. سه روز از آن‌ها بی‌خبر بودیم. تا پدر رسید و آوردشان یک هفته طول کشید. زندایی سی‌ نفر از نزدیک‌ترین تا دورترین کسانش را در زلزله سال 69 از دست داد. چشم‌های زندایی سبز زیتونی‌ست. چه می‌بارید آن روزها و چه بارید این همه سال پس از آن روزها.  

بعدها بم لرزید و هزاران نفر مردند. چشم‌ها باریدند  و باریدند. ما گریه کردیم و صبورشدیم و فراموش کردیم. می‌گویند خاک مرده سرد است. عماد را که دفن کردند زنان فامیلش روی سر همسر، مادر وخواهرش از خاک گور تازه‌اش پاشیدند. من نگاه کردم و در دل گفتم: "چه حرف‌ها! داغ مگر فراموش شدنی‌ست" . به چشم‌هایم نگاه کردند وگفتند: "خاک مرده سرد است".

حالا آذربایجان لرزیده و ما خوانده ایم و شنیده‌ایم که خیلی بیشتر از سیصد واندی اعلام شده کشته شده‌اند. خیلی بیشتراز آنچه رسانه‌ها پوشش می‌دهند، فاجعه عمق دارد. ما روی خط زلزله زندگی می‌کنیم مثل ژاپن که سال‌هاست با زلزله‌های بالای 7 ریشتر زندگی می‌کند.

بر سر ما خاک مرده پاشیده‌اند. فقط چشم‌هایمان می‌بارد. بازهم زلزله خواهد آمد.

پ.ن۱...از کامنت هم محلی عزیزم

بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده از موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران از روز شنبه تا امروز 27 مردادماه شهرهای ورزقان و اهر 1038 بار لرزیده است. بر اساس این گزارش، 704 مورد از این زمین لرزه ها زیر 4/2 ریشتر بوده و 306 مورد برابر با 5/29 درصد بین 5/2 تا چهار ریشتر در مقیاس امواج درونی زمین قدرت داشته است که 26 زمین لرزه این مناطق در این مدت بیش از چهار و کمتر از پنج ریشتر قدرت داشته که برابر با 5/2 درصد کل لرزه های اهر و ورزقان در مدت مورد اشاره بوده است.
همچنین دو زمین لرزه کمتر از شش ریشتری نیز در این مدت مناطق اهر و ورزقان را لرزانده است که بزرگ ترین آنها با قدرت 3/5 دهم ریشتر در ساعت 18 و 32 دقیقه 24 مرداد ماه در این مناطق رخ داد و دو زمین لرزه بالای شش ریشتر هم شنبه 21 مرداد ماه این مناطق در آذربایجان شرقی را لرزاند که این دو زمین لرزه یکهزار و 38 پس لرزه بدنبال داشته است.
با این وجود آیا میتوان آمار کشته های اعلام شده از رسانه ها رو باور کرد .عمق فاجعه رو باید بیای از نزدیک ببینی 20 روستا کاملا خاکستر شده یعنی حتی یه خونه هم توی بیست روستا یه سقف نصفه و نیمه نداره و..... تلی از خاکستر است وبس

 ...

...

...

از چه لرزيدي زمين؟؟؟!!!
به كدام گناه صورت مادر اشك شد و
صورت كودك تباه؟؟؟!!!!
وزن بي پناهيشان آنقدر زياد بود كه تاب نياوردي؟؟؟؟؟
از چه لرزيدي
كه قلب ايران اينگونه ميسوزد؟؟!!!!
از چه لرزيدي .....هان؟؟؟!!!!
از چه لرزيدي.....................!!!!!.

...

...

پ.ن۲...من این روزها دلم ابری ست و آسمانش صاف نمی شود. گاهی غم می چسبد بیخ گلوی آدم و ول نمی کند .