قلعه مرغی اثر سلمان امین
...مادرم هم کم و بیش مثل من فکر میکند و اگر جاترکُن نبودم محال بود قضیه تاثیرات مخرب را گردن بگیرد...
...دکترگروهی پیشبینی میکرد که اگر سریع به دادم نرسند یک آدم تیپا خوردهی اجتماعی از آب دربیایم. در خلال معایناتی که ازم میکرد به این جمعبندی رسیدهبود که کسی مثل من میتواند برای گروه همسالان یا بعدها برای کل جامعه موی دماغ بشود...
...من عاشق دخترهایی هستم که اینقدر محکم و قاطع صحبت میکنند به شرط انکه زن آدم نباشند...
...انگار نه انگار که ما هم آدمیم آنجا وایستادیم. به خاطر ده دقیقه روی صندلی نشستن، از نظر جامعه شناسی داشتند نسل جوان را به کثافت میکشیدند...
...حالا سروش هم از خدا خواسته نشست به نستعلیق حرف زدن...
...نه که نمیفهمید. حالا درست توی شرایطی که من سرخ شدهام، دختره خودش را زدهبود به خنگی. شاید کار درستی نبود ولی به خاطرهمین سوالهای مسخرهاش مجبور شدم کلی قربانصدقهاش بروم. حتی راجع به اینکه چقدر آدم متفاوتی است و اینکه تومانی هفت صنار با دخترهای دیگر برای من فرق میکند هم یک چیزهایی سرهم کردم. زبان بسته کلی سردماغ شد...