باد سهمگین
" دونکته درماجرای صید مروارید اهمیت دارد:
اول: وقتی که صیاد ِتهیدست برای شیرجه رفتن درآب آماده میشود.
دوم: زمانی که، شاهزادهای، با تاجی از مرواریدش برمیخیزد..."
براونینگ
وقتی در مورد کتاب اسپانیاییزبان صحبت میکنیم که جایزهی نوبل ادبیات گرفته است، بیدرنگ به گابریل گارسیا مارکز فکر میکنیم. همهی کسانی که حداقل کتاب صد سال تنهایی مارکز را خواندهاند نمیتوانند منکر جذابیت بیش ازحد جادویی کلمات و فضاسازی فانتزی رئال او باشند. من کتاب داستان " باد سهمگین" اثر میگوئل آنخل آستوریاس که در سال 1967برندهی نوبل ادبیات شده بود را دیروز تمام کردم. این کتاب سه هفته دستم بود. رمان باد سهمگین رمانیست جامع درخصوص استثمار باغداران موز توسط اربابانشان در شرکت تراپیکال بنانا... کتابِ اصلی اسپانیایی زبان بوده و حمید یزدانپناه مترجم کتاب، کتاب را از روی نسخهی انگلیسی ترجمه کرده است و متاسفانه به احتمال قریب به یقین همین موضوع، زبان اصلی کتاب را قربانی و دچار حفرههایی کرده است که قابل چشمپوشی نیست.
برای مثال، در رمان شخصیتهایی هستند که نامهای متفاوت و لقبهای متفاوت دارند و نویسنده هربار شخصیت را با یک اسم یا لقب درمتن یاد کرده است. همینطور در بعضی پاراگرافها زمان فعلها ناگهان طوری عوض میشود که خواننده دچارگیجی میشود و سررشتهی موضوع را از دست میدهد.
درفصلهای ابتدایی کتاب به مردی پاپشهای برمیخوریم که به صورت چند خط درمیان ازاوپامگسی و پاپشهای یاد میشود و با توجه به اینکه این دو کلمه هم در زبان انگلیسی و هم در زبان اسپانیایی دو کلمهی متفاوتند این سوال ایجاد میشود که آیا نویسنده نیز به همین صورت داستان را نوشته است؟ اما با تمام این وجود کتاب پر است از لحظههای سرشار از جادو و زیبایی... عشق ِ بیبدیل بشری به بالارفتن، تلاش برای بقا، رنج ِجانکاه رسیدن به ثبات و سرانجام قهرِطبیعت که بشر قادر به مقابله به آن نیست.
آغاز، فرود، فراز و حوادث با پایانی درام درساختاری با پیرنگ کلاسیک و عشقی که چاشنی داستانهای مرموز آمریکای جنوبیست، کنارهم به عنوان باد سهمگین گرد آمده است.
این کتاب اولین کتاب از سهگانهی موز میباشد که در سال 1950 نوشته شده است و پاپ سبز 1954و چشمان بازمانده در گور1960 هر سه از موضوع استثمار بومیان در مزارع موز برخوردارند.
میگوئل آنخل آستوریاس (19اکتبر1899-9ژوئن 1974) شاعر، داستاننویس، نمایشنامهنویس، روزنامهنگار و دیپلمات گواتمالایی بود. او نقش بسزایی در تثبیت جایگاه امریکای لاتین در جهان ادبیات داشت. در دوران تحصیلش در پاریس به جنبش سوررئالیسم پیوست. موضع انتقادیاش به حکومتهای دیکتاتوری باعث شد بیشتر عمرش را در تبعید بگذراند. او دومین نویسندهی آمریکای لاتین بود که توانست در سال 1967 جایزهی نوبل ادبیات را به خود اختصاص دهد.
در همین مورد
و
و
و
و