ناتاشا محرم زاده
بدون آنکه بخواهم با تواضعی ساختگی خوشحالیام را از دریافت جایزهی نمایشنامه نویسی اکبر رادی پنهان کنم یا بخواهم پنهان کنم که تا چه اندازه از اینکه تندیس استاد در کوله پشتی ام تا گیلان، همراهم بود سرمست بودم، بدون اینکه بخواهم ارزش رنجی را که هنگام نوشتن متحمل میشوم کم رنگ کنم اعتراف می کنم این حق من نبود. دست کم هنوز نبود و به احتمال قوی هم هرگز نخواهد بود.
این هراس آورترین جایزه ای بود که تا به امروز دریافت کرده ام و در حال حاضر آرزویی ندارم جز این که اندکی از این ترس و واهمه به هر شکلی که ممکن است رنگ ببازد. تنها به فراموشی نیاز دارم. هضم این اسم روی این تندیس کار ساده ای نیست. این تندیس را به خانهی فرهنگ گیلان هدیه میکنم تا هم از زیر بار شرمش خلاص شوم و هم بار این مسئولیت را با تمام نویسندگان گیلانی تقسیم کنم.
با تبریک بسیار به ناتاشای عزیز