تاکسی‌نوشت دیگر اثر ناصرغیاثی مجموعه‌ای‌ست از اتفاقات و ماجراهای روزمره‌ای که برای راوی در زمان جابجایی مسافران افتاده و او آن رویدادها را به زبانی بسیار ساده و خودمانی نوشته است. جهان ِپیرامون نویسنده، جهانی عاری از زرق و برق و ساده است و شیوه‌ی روایت نویسنده که گاه به طنز می‌زند باعث می‎شود خواننده از خواندن خاطرات او مدام لبخند بزند و هم‌چنین در تمام مدتی که این نوشته‌های گاه نیم‌صفحه‌ای را می‌خواند حس خواندن کتاب نداشته باشد و بس که نویسنده لحنش صمیمی‌ست فکر‌کند در تاکسی او نشسته ‌است و حین گشت و گذار در خیابان‎های برلین، از او خاطراتش را می‎شنود...

یادم می‌آید در سالی که کتاب اول تاکسی‌نوشت و سپس این کتاب چاپ شد اقبال خیلی خوبی بین مخاطبانش پیدا کرد و من خودم از طریق مجله‌ی چلچراغ با آن آشنا شدم. اما به دلیل حجم کمش کتاب بین انبوه کتاب‌های ناخوانده‌ام مخفی شده بود که امسال طی یک جابجایی کتابخانه‎ای از هال به اتاق خواب پیدا شد و در ردیف کتاب‌های زودتر مرا بخوان قرار گرفت...

این کتاب در سال 1387برای اولین بار توسط نشر حوض نقره در 18بخش و 71صفحه‌ منتشر شد و ناگفته نماند که تاکسی‎نوشت اول برنده‌ی جایزه‎ی کتاب طنز سال شد.

ناصرغیاثی در سال 1336درخمام شهری بین رشت و انزلی، به دنیا آمد و حال، سال‌هاست که در آلمان زندگی می‌کند.

-    امروزها، دیتر، ماموریت ویژه، تسلی، معامله، دگردیسی، دیدن ِندیده، کوروکوتوله، جنگ و موسیقی، گدابهار، تولد، ز رحمت گشاید دردیگری، شانس، یکی از ما، سوغاتی، مستی‎ِ ِ شوق، حادثه، دیروزها- نام 18 بخش کوتاه این کتاب است...