خشونت چگونه شکل می‎‌گیرد و به کجا می‌انجامد...

"بُل معتقد بود فاجعه‌ای که وسایل ارتباط جمعی با گسترش فرهنگ ارتجاعی درافکارعمومی به وجود می‌آورند و ترور شخصیتی‌ای که انجام می‌دهند، عامل به وجود آمدن گروه‌های تروریستی است و خطرکار آن‌ها به مراتب بیشتر از خطر یک فرد برای جامعه است، چرا که آن‌ها افکار جمع کثیری از مردم را مسموم می‌کنند و این‌ها حداکثرچندنفر را از میان برمی‌دارند." *

هانریش بُل در 58بخش کوتاه و 130صفحه، جریان یک قتل را به صورتی کاملا گزارشی نوشته است. این شیوه‌ی نگارش که بسیار نزدیک به روزنامه‌نگاری‌ست، بی‌طرفانه نگاهی منتقدانه به روزنامه‌های به اصطلاح زرد در دهه‌ی شصت و هفتاد دوخته است که با گزارش‌هایی غلط باعث به هم ریختن زندگی افرادی می‌شوند که در موردشان می‌نویسند.

آن چه خواننده در این رمان شاهدش است فرسایش لحظه به لحظه‌ی زندگی آرام ِچند تن، از جمله قهرمان اصلی‎ست. ابتدای داستان، رخدادها، اوج، پایان و آن‌چه که پیرامون جامعه‌ی نمایش داده شده در این کتاب است خود شاهدی‌ست بر این ادعا که بُل لحظه به لحظه آگاهانه چگونگی ویرانی یک زن توسط گزارش های روزنامه را به نگارش در می‌آورد.

بُل در ابتدای کتاب نوشته است

افراد و اتفاقات این داستان همگی تخیلی هستند. اگر آن چه نگاشته شده با شیوه‌ی عمل روزنامه‎نگاران روزنامه‎ی بیلد شباهت دارد، عمدی و یا اتفاقی نیست بلکه اجتناب‎ناپذیراست.

* از مقدمه ی مترجم حسن نقره چی

این کتاب در سال ۱۳۸۳توسط انتشارات نیلوفر چاپ شد و در سال ۱۳۸۸به چاپ دوم رسید.