1

شاید دیگر پس از این

قلمم را بسپارم به دست «باد»

او به جای من شعر بگوید

شاید دیگر پس از این

تنها «باد»

نشانی

برف و

باران و

شعله‌ی

عشق تازه‌ام را بداند.

  2

می‌خواھم كَر باشم

در مقابل «دروغ»،

روياروی مرگِ عزيزان

خواه ناخواه

كور می‌شوم، لال می‌شوم

و در برابر «حقيقت»

ھميشه بايد خم شده و

ُكُرنش كنم.

اما من

َروزھای كَر شدنم

ِاز حد شمار بيرون است

روزھای لال و كور شدنم

كم نيست

ُو روزھای كُرنشم

بسيار نادر است!

 

شیرکو بی‌کس