حرف‌های خیلی زیادی  این جا این روزها در مورد ممیزی  پیش از چاپ زده می‌شود که ظاهرا  تا امروز هیچ نتیجه‌ای نداشته است، تعدادی از نویسنده‌ها و اهل هنر امضا جمع کرده‌اند زیر نامه‌ای خطاب به وزیر ارشاد و اذعان داشته‌اند که مسئولیت نوشته‌هاشان را می‌پذیرند، البته که هر نویسنده‌ای مسئول نوشته‌های خودش است اما این امر مدام مورد نقد و بررسی بعضی سایت‌ها هم قرار گرفت که نویسنده‌ها به وقتش از زیر مسئولیت نوشته‌هاشان شانه خالی و مظلوم نمایی می‌کنند. همه‌ی این حرف‌ها به کنار خیلی در مورد این فکر کردم که به جمع امضاکنندگان بپیوندم یا نه؟ ناگفته نماند دعوت هم نشده بودم.  اما مدام به اسم‌های نویسنده‌ها نگاه کردم و فکر کردم آیا اصلا من شیوا پورنگ با یک کتاب داستان 130صفحه‌ای منتشرشده یک نویسنده به حساب می‌آیم یا نه؟ این روزها میزان خروجی هر هنرمند و کیفیت و حتی کمیت آن بیش‌تر از هرچیزی ذهنم را مشغول کرده است من که خود در یک سال گذشته قربانی سلیقه‌ی ممیزی شده‌ام و نتوانستم زحمت سه سال از نوشتنم را به ثمر برسانم هرچه خواستم راضی نشدم که اسمم  را کنار اسامی کسانی درج کنم که سال‌هاست به عنوان پیش‌کسوت این کار شناخته ‌شده‌اند و چندین و چند کتاب مطرح دارند... به هرحال امیدوارم هرچه زودتر خداوند کمک کند که حال اهالی هنر خوب شود، محدودیت‌ها و ممیزی‌ها و سانسورها از بین بروند و هنرمند فضایی پیدا کند تا به راحتی در آن شاد باشد، هنرورزی کند و فکر کند که آزاد است. بله خداوند کمک کند چون این روزها انسان‌ها به هم یاری نمی‌رسانند، برای هم ارزش قائل نیستند و مهم‌تر از همه این که هم‌دیگر را دوست ندارند...

پ.ن : به این دلیل تنها به دوشنبه لینک دادم زیرا تمام خبرها در آن قبلا جمع شده است...