درکتاب‌خوانی‌هایمان ممکن است گاه به کتاب‌هایی برخورد کنیم که دو رو دارند. از یک سو با داستان شروع شوند و با شعر تمام، یا این که از سوی دیگر با شعر شروع شوند و در بین کتاب به داستان‌ها برسند. یک نمونه از این کتاب‌ها، کتابی نوشته‌ی سیامک عشاقی‌ست که از راست با" وقتی اسم خواب‌هایم عوض می‌شود" نامگذاری شده است. انتهای کتاب یا بهتر بگویم ابتدای کتاب ازسوی دیگر با "روی کاغذ زرد" شروع شده است که مجموعه‌ی شعر نویسنده و شاعر را تشکیل می‌دهد که البته این کار  به نوع خود، نوگرایانه و جالب است.

در بخش راست هفت طرح داستان وجود دارد. تولد برای کشیدن یک سیگار، موتورسیکلت در کنار اتاقی که هیچ‌کس آن را ندید، خوابی برای گذشتن از میان برف‌ها، جاده... نگاه... ستاره...، مرده الان که وقت مُردن نیست، قدم زدن روی رد سایه‌ها، ماه سبز و 2/1 سایه‌های باد، نام‌های هفت طرحی هستند که  نویسنده به همین عنوان ترتیب چاپش را داده است یعنی به عمد خواسته که داستان‌هایش در حد طرح بمانند. طرح‌ها محتوایی فراتر از اندیشه‌های روزمره دارند. از روزمره‌ها حرف می‌زنند اما دیدگاهشان فلسفی و زبانشان شاعرانه است. طرح‌ها قریحه‌ی تبدیل شدن به داستان‌های خوبی را داشتند اگر قصه‌گی‌شان شکل می‌گرفت و نویسنده تصمیم نمی‌گرفت در حد طرح آن‌ها را منتشر کند همین امربه زعم نگارنه ضربه به کار را زده است تا خواننده‌ی غیرحرفه‌ای، طرح‌ها را در حد یک قطعه‌ی ادبی بداند و تا از نویسنده نپرسد و او جواب ندهد که مرگ موضوع در این کتاب هدف او بوده است متوجه تعمد او در این امر نمیشود.

نویسنده در حقیقت در این هفت طرح با بازی‌ با زبان، محتوای طرح را نیز به بازی گرفته است. مفاهیمی چون مرگ، زندگی، روح و میل ممتد به جاودانگی با کلام فاخر، و یا محاوره‎ی تخاطبی و ... نماد ِ لایه‌های پنهان طرح‌هاست.

روی کاغذ زرد نیز شعرهای زیبایی دارد، خواننده وقتی شروع به خواندنشان می‌کند دوست ندارد کتاب را زمین بگذارد. شعرها نیز دارای زاویه‌ی ‌دید منحصر و خاص نویسنده و شاعرشان هستند و فضای نو و دنیای خاص خود را دارند دنیایی که شاید آسمانش به رنگ جلد روی راست آبی باشد و طوفانی زرد داشته باشد به رنگ جلد روی چپ.

این کتاب در سال 1390توسط نشر فرهنگ ایلیا منتشر شده است.