باد که می‌وَزَد

گُل  صدبرگ

تکیه بر باد دارد

تاب می‌خورد آرام آرام

گلبرگ‌های بسیاریم

که آرام آرام تکان می‌خوریم

باد که

می‌وزد

فرو می‌ریزیم.

عصرها

عصرهایی هست

که به قهوه‌نوشی می‌گذرد

و فکر

دریکی از آن عصرها

شعری می‌نویسی

و دریکی دیگر

حرف می‌زنی

و عصرهای بیشتری پیش می‌آید.