قبل از هر نکته‌ای باید این موضوع مهم را عنوان کنم که نوشته‌های من در مورد مجموعه داستانها، داستان بلند و رمان نویسندگان ایرانی و خارجی صرفا معرفی کتاب ایشان و برداشت‌های شخصی و سلیقه‌ ای ام با اشاره به نقاط قوت کتاب‌ها و معمولا بدون اشاره به نکات ضعفی‌ست که ممکن است در این آثار وجود داشته و به دید من هم آمده باشد. به هیچ‌وجه نام این متن‌ها نقد نیست.

این بازی کی تمام می‎شود؟

سال‌ها پیش سریالی از صدا و سیما پخش می‌شد که نامش سیاه، سپید، خاکستری بود. در تیتراژ این سریال عنایت‌اله بخشی خیلی دلنشین زمزمه می‌کرد:

"/ ما در این بازی همه بازیگریم/ نقش‌های قصه را جان می‌نهیم/ این که می‌بینی کنون ما نیستیم /

نقش‌ها هستند و ماها نیستیم /صحنه را با رنگ تزیین کرده‌ایم/ زیر نور صحنه تمرین کرده‌ایم "

بی‌شک زندگی همه‌ی ما شبیه به یک صحنه‌ی بازی‌ست و ما با نقش‌های اصلی و فرعی در آن مشغول بازی هستیم. حال اگر فرض کنیم آیت دولتشاه از این منظر به زندگی و جهانی که در داستانش خلق کرده، نگاه کرده باشد کل داستانش بر محور بازی می‌گذرد. بازی عشق، سیاست و تئاتر. اگر بخواهیم برای هربازی برنده و بازنده انتخاب کنیم راوی در بازی سیاست و عشق می‌بازد ولی درایفای نقشش در صحنه‌ی تئاتر پیروزاست، چون بر خود مسلط است و علیرغم رنجی که می‌برد تئاتر را تا صحنه‌ی آخر بازی می‌کند اگرچه در تئاتر نقش‌اش قبول شکست است. یکی از وجه تمایزهای این داستان نسبت به سایر داستان‌ها این است که بر خلاف کتاب‌هایی که با بخش و فصل تقسیم بندی می‌شوند این داستان سه پرده و سی و پنج صحنه دارد. از دیگر تفاوت‌های رمان این است که راوی در قرار گرفتن در موقعیت‌ها، واکنش‌های نو نشان می‌دهد و برخلاف مرد سنتی الگوشده در ایران که یقه می‌درد و برای از دست دادن عشق چاقو می‌کشد عمل می‌کند. در شکستی که پروژ‌ه‌ی جمعی شرکتش برای ساخت تیزرتبلیغاتی نماینده‌ی مجلس به دلیل رد صلاحیت شدن نماینده می‌خورد به کاردیگرش، تئاتر، پناه می‌برد و در شکستی که از افسانه معشوقش می‌خورد ابتدا به انزوا و بعد به جمع پناه می‌برد. (همسایگان) و بعد وارد انزوای مرد همسایه می‌شود و با به تصویر کشیدن آکواریوم به نوعی به بیان اسارت در دنیای  آپارتمانی و محدود بشر می‌پردازد.

نشانه‌گذاری در این داستان بازهم وجود دارد هم‌خوانی نمایش‌ها با نقشی که راوی در تئاتر دارد و نقشی که باید در تقابل با مشکلات عشق، کار و تنهایی‌اش بازی کند جاافتاده و تاثیرگذاراست.  شکست درنقشی که درتئاتر دارد و شکست درعشق و پذیرفتن باوقارش در پایان کار از دیگر ویژگی‌های این داستان است. نکته‌ی مهمی که کتاب آیت دولتشاه دارد این است که با خواننده‌اش بسیار صمیمی‌ست. همان‌طور که دوستی را پس از مدت‌ها می‌بینیم واو برایمان به بیان اتفاقاتی می‌پردازد که از آن خبر نداریم راوی این داستان شبیه دوستی‌ست که مدت‌ها او را ندیدی و برایت به تعریف زندگی‌اش می‌پردازد آن هم خیلی صمیمی و با ذکر جزئیات.

این کتاب در  صدو یازده صفحه در سال 1391 توسط نشر به‌نگارمنتشرشد.

مطالب نوشته شده در همین خصوص