"... نویسنده‌ی این کتاب زمستان را دوست ندارد. او در عصری زمستانی به دنیا آمده، اما کسی هنوز نمی‌داند آیا برف می‌باریده یا نه!

او از تماشای خیابان خیس عبوری که آن روبه روست، وحشت دارد. از انعکاس نور زرد چراغ‌ها بر آن می‌ترسد. حتا اگر اسم آن خیابان روی نقشه‌ی وطنش پیدا نباشد

می‌گویند غم غربت، غم غربت، غم غربت. نویسنده‌ی این کتاب از نوشتن غم غربت فراری است اما تاوقتی سایه‌ای توی آن خیابان بلند روبه‌رو در عصری زمستانی و برفی راه نرود، مجبور است غم غربت را بگذارد بالای صفحه دفتر مشقش... "

 جملات بالا روایت حامد اسماعیلیون از خودش است. فکر می‌کنم تقریبا همه‌ی اهالی ادب او را می‌شناسند، دندانپزشکی که خارج از کشور زندگی می‌کند، می‌نویسد و کتاب‌هایش را در ایران منتشر می‌کند.

مجموعه‌ داستان قناری‌باز از هشت داستان به نام‌های قناری‌باز، آی عشق! چهره‌ی آبی‌ات پیدا نیست، چیزی میان گلدان‌ها، حسین حسینی، جمعی گروهان تخریب، شهرک مروارید،  عصر تابستان، اتاق قرمز خیابان پشتی، نیالا... شکل گرفته است. داستان‌های این مجموعه داستان‌ آدم‌هایی‌ست که درجستجوی رسیدن به آرمان و آرزوهایشان بین راه مانده‌اند. آن چه صفت مشترک داستان‌های این مجموعه است، نرسیدن است. داستان خوش‌ساخت و دلنشین قناری‌باز در پرداختن به این مهم به خوبی از پس کار برآمده است. رویایی که رسیدن به آن ازکودکی درذهن راوی بوده و وفای به عهدی که پدربزرگ به دلیل سرآمدن عمرش از انجام دادنش وا می‌ماند. اما داستان دو راوی دارد از همان ابتدا راوی عوض می‌شود و به کودکی پدربزرگ فلش‌بک می‌زند. روایتی که با این متن تمام می‌شود. " ...و مشتم باز شد و قناری پر زد که پر زد که زد..."  مثل آرزویی که رفت و رفت و رفت. روایت راوی اول که با این جمله‌ی نقل قول از پدربزرگ به پایان می‌رسد. "...جلدی برمی‌گردی می‌خوام نر و ماده‌هاش رو نشونت بدم."... تشخیص نر و ماده‌ای که  قرار بود پدربزرگ یک روز به راوی یاد بدهد وهرگز یاد نداد. داستان قناری‌باز شروع بسیار خوبی برای این مجموعه‌ی خوش‌خوان است و اگرچه به سلیقه‌ی من از سایر داستان‌ها زیباتر است اما باز این موضوع از ارزش مجموعه کم نمی‌کند.

آدم‌های باقی داستان‌ها گرفتارتنهایی، جستجوی هویت، جستجوی آرمان‌ها و عشق‌های دست نیافته و دست‌نیافتنی هستند. آرزوهایی که برآورده نشده‌اند و ممکن است دغدغه‌ی مشترک خیلی از آدم‌ها باشد.

این کتاب درهشتاد و هفت صفحه در زمستان 1389 توسط  نشر چشمه منتشر شد.

 

پ.ن:

نوشته‌های من در مورد مجموعه داستانها، داستان بلند و رمان نویسندگان ایرانی و خارجی صرفا معرفی کتاب ایشان و برداشت‌های شخصی و سلیقه‌ای‌ام با اشاره به نقاط قوت کتاب‌ها و معمولا بدون اشاره به نکات ضعفی‌ست که ممکن است در این آثار وجود داشته و به دید من هم آمده باشد. به هیچ‌وجه نام این متن‌ها نقد نیست.