مجموعه داستان از هفت داستان آدم‌برفی‌ها، قاب زرد، ماتریس‌ها، حیرانی، زیبا، مردمُرد و قربانی شکل گرفته‌است و نویسنده در به کارگیری عناصر فردی و اجتماعی در داستان‌هایش به شیوه‌ای خوب و دوست‌داشتنی و موفق کارکرده ‌است. داستان به داستان که جلو می‌رویم بیشتر به توانایی نویسنده در قصه‌گویی پی می‌بریم قصه‌گویی که کمی تکنیک و فرم را نیز چاشنی قصه‌هایش کرده‌است.  انتخاب درست سوژه‌هایی تازه ، زبان قشنگ و نثر روان مریم جوادی توانسته‌است مجموعه داستانی مرد مُرد را به اثری به یاد ماندنی تبدیل کند به خصوص که این کتاب کار اول این نویسنده‌ی جوان است.  موضوع داستان‌های مریم جوادی به دلیل منحصر به فرد بودنشان به یادماندنی هستند.

اما پیش می‌آید که ذهن نویسنده‌ای مانند نویسنده‌ی دیگری باشد، قبلا هم پیش آمده و بارها اتفاق افتاده که به طور هم‌زمان یا بدون ترتیب زمانی نویسندگانی داستان‌هایی شبیه به هم نوشته‌ باشند. این تفکر در مورد مجموعه داستان مریم جوادی زمانی در ذهن من شکل گرفت که داستان آدم برفی‌ها، قابِ زرد، حیرانی و مرد مُرد را خواندم.

سوژه‌های داستان‌ها برای من آشنا بودند چون در داستان اول که تمی جنایی روانی دارد همان قصه‌ی همیشگی جنایت براثر فقر را می‌خوانیم. در داستان دوم با آن‌که نظیرش را قبلا نخوانده‌ام اما فیلمی شبیه به آن را که عکس و تابلویی که مدام تغییر شکل می‌داد را دیده بودم. حیرانی هم داستان نظیر ندارد اما شبیه دارد با این تفاوت که در فیلمی قدیمی دیده‌بودم که نویسنده‌ای داستان‌هایی که می‌نوشت اتفاق می‌افتادند و در داستان خانم جوادی این اتفاق برای نقاشی‌های یک نقاش می‌افتد.  مرد مُرد شبیه به یک فیلم هالیوودی‌ست که چند سال پیش سیما پخش کرده‌بود. اما تمام دلایلی که آوردم دال بر این نیست که مریم جوادی حتما این فیلم‌ها را دیده باشد بلکه می‌تواند ذهنی شبیه به ذهن نویسنده‌های آثار فوق داشته باشد.

این کتاب توسط نشر فرهنگ ایلیا چاپ شده‌است که در لیست هفت اقلیم بود و از آثاری‌ست که تحت نظارت کیهان خانجانی در کارگاه عصر چهارشنبه ما نوشته‌ شده است.

از متن کتاب

...سرهنگ چشم‌هایش را بست و پیشانی را روی ستون عصا فشار داد. باد در شیار پنجره‌ها پیچید و تق تقی راه انداخت. چانه را به جای پیشانی نشاند و از پشت پرده، نگاه به بیرون دوخت. به چراغ‌های حبابی روشن بین شمشادهای سبز به رقص شاخه‌های دو بید مجنون پیشخان خانه که انگار باد می‌خواست از ریشه بکندشان...

در همین مورد

خانه فرهنگ

رها فتاحی

ناوک

ناوک

عرفان یوسفی

 

پ .ن

همین الان این  خبر را خواندم با تبریک به آیدای مرادی آهنی عزیز